🌃 ماه‌ شهر🌙

می‌روم بالا تا اوج! من پر از بال و پرم؛ راه‌ می‌بینم در ظلمت؛ من پر از فانوسم! من پر از نورم و شن؛ و پر از دار و درخت. :)

🌃 ماه‌ شهر🌙

می‌روم بالا تا اوج! من پر از بال و پرم؛ راه‌ می‌بینم در ظلمت؛ من پر از فانوسم! من پر از نورم و شن؛ و پر از دار و درخت. :)

🌃 ماه‌ شهر🌙

چون که در معرکۀ جنگ سرش خورده به سنگ
فکر نیرنگ کند باز و شود رنگ به رنگ

گر ز «تحریم» و ز «تهدید» ندیده ست اثر
دارد امید که «تطمیع» دهد باز ثمر

گره کار وطن غیرت ما می طلبد
عقل و عشق و جگری چون شهدا می طلبد

خندق است آی ببینید که احزاب آمد
از صف ما برود، هرکه پی خواب آمد

عشق می بارد و سرها به تماشا مستند
دل بریدند ز خود تا به خدا پیوستند

هر که دارد سر همراهی سر بسم الله
هر که دارد جگر خوف و خطر بسم الله!



جمعی از شاعران

پیوندهای روزانه

گله از "برخی" اهالی بیان

چهارشنبه, ۹ بهمن ۱۴۰۴، ۰۱:۵۴ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم......

 

 

سلام به همگی

حالتون چطوره؟

 

همیشه قاعده بر اینه که وبلاگ نویس ها، کانال نویس ها

نویسندگان دفترچه خاطرات، تخته وایت برد نویس ها و کلا اهالی اهل قلم هر تحلیل

یا خاطره، یا نکته ی جالب یا دلنوشته یا هرچیزی که دوست دارن انتشار بدن رو می نویسن 

 

توی دفترچه خاطرات آدم تازه اگه قفل دار هم باشه این امنیت و احساس راحتی بیشتره

 

اما متأسفانه یا خوشبختانه بیان دفترچه خاطرات قفل دار نیست

 

افراد مختلفی میان و می بینن و تحت تأثیر قرار می گیرن

این افراد از اعضای جامعه ایرانن 

و ذهن همه ی ما امروز چون فعال شده مثل جاروبرقی هر گزاره ای رو فرو می بره و بدون فکر کردن درباره ی اینکه درسته یا غلط یا جاش الان نیست یا الان هست جذبش می کنه و از اون به عنوان تأییدی برای درونمایه ی فکرش استفاده می کنه

 

ما نمی دونیم که درونمایه ی فکر افراد چیه

یکی فکرش اینه که برم همسایه بالاییمون رو بکشم

یکی فکرش اینه که برم خودکشی کنم

یکی فکرش اینه که ترک تحصیل کنم

یکی با اعضای خانوادش تفاوت عقیده داره و کار شما باعث میشه این شکاف بینشون پررنگ تر بشه

 

شاید کنایه ای که شما امروز به کشور می زنید

یا حرف دو پهلویی که می زنید ، یا هر نقدی که تا چند هفته پیش می شد گفت ولی الان جاش نیست

برای شما یه حرف ساده باشه

یه انتقاد معمولی

یه کنایه که ایران رو بذاریم وسط و بهش بخندیم و بعد بریم سر کار و زندگیمون 

 

من فرض رو بر این می ذارم که مخاطبان این پست آگاهن به شرایط کشور

چه از شرایط خارجی

چه از شرایط داخلی

فرض من اینه که مخاطبان این پست میهن دوست و انسان دوستن 

فرضم بر اینه که نمی دونن دارن آب به آسیاب چه کسانی می ریزن

 

برای همین هم جسارت می کنم و به این سروران گرامی که کوچکترینشون هستم می گم نزنیم  :)

این چیزی که این وسط افتاده کشور خودمونه 

بهش لگد نزنیم این روز ها که زیر چکمه است  :)

 

می گید هدفمون روشنگریه؟

مسئله اینه که مخاطب دست شما نیست. اون بچه ی هم سن و سال منی که اینجا رو می خونه و به شخصیت شما اعتماد داره برداشتش این نیست که چه نقد خنده داری‌! وای! یه کم بخندم بعد برم سر شغلم. نه... اون بچه وقتی می خونه در اتفاقی درون خودش مصمم تر میشه که شاید از بین بردن خودش یا افراد دیگه باشه که منجر میشه به بازتولید سوگ و از دست رفتن خاک....

ما در شرایط عادی نیستیم که احساساتمون مسیر طبیعی خودش رو طی کنه. ما در شرایطی هستیم که اگه احساسات افراد چیزی به غیر از خواست رسانه ها باشه تقبیح و تحقیر می شن و سد گذاشتن جلوی رسیدن احساس به فکر. یعنی نه احساس آزادانه ادراک میشه و نه احساس الزاما به فکر می رسه. بنا بر این همین طنز ها و کنایه های ساده ی من و شما و زخم های ریز ریزی که به تنه ی امید جوانان و نوجوانان به کشورشون می زنیم ممکنه ما رو سهیم کنه در اتفاقاتی که روحمون هم خبر نداره....

 

 

من گفتم

پیش فرضم اینه که بعضی از عزیزان نمی دونن دارن چه کار می کنن

 

 

وظیفه ی خودم دونستم که به عنوان این کمترین ، شفاف کنم ابعاد تک تک گفتگوهایی که این روزها در فضاهای مختلف انجام می دیم رو. یک انسان بالغ "باید" تبعات مختلف رفتارها و گفتارش رو حتی در محیط خانواده و کار و مجازی و غیره و کذا بسنجه و به عهده بگیره. باید بتونه به اقتضاء حرف بزنه. من مسئول اینکه اگه الان حرف نزنیم پس کی حرف بزنیم؟ هم نیستم. مسئولش خود شما هستید. یک انسان گاهی باید بپذیره که وقت تسویه حسابش الان نیست.

 

 

حالا بعضی هم ممکنه بگن اتفاقا همین رو می خوایم. اتفاقا می خوایم که به سهم خودمون زخمی زده باشیم به این ایرانِ زیر دست و پا افتاده :) ..... خب ... بحثش متفاوته...‌

 

 

یه عده از دوستان هم به جای اینکه الان بلند شن و خودشون رو بتکونن و دست ۴ تا جوان و نوجوان رو ببینن تازه خودشون رو باختن و نشستن یه گوشه و پست غم بار می ذارن. 

 

 

قصد من این نیست که همدلی نکنم با شما

یا نگم که مشکلاتی که می گید اشتباهه

 

 

حرفم اینه که الان یه سری حرف ها و اقدامات به ظاهر ساده آسیب های بزرگ می زنه.

 

 

اگه حرفم همدلانه نبود هم عذرخواهی می کنم. گفتم که... اصلا در حد و اندازه ای نیستم که بخوام یه سری از بزرگواران رو نصیحت کنم. فرض رو بر این گذاشتم که یه عده نمی دونن تبعات کارشون رو. و فرض رو بر این گذاشتم که مخاطبان این حرفم افراد قوی و محکم و سرد و گرم چشیده ای هستن که نیاز نیست با زبان ملاطفت و همدردی حرف بزنم باهاشون و خودشون متوجه هستند که دارم چی می گم.

 

 

همین...

  • ماه زده

نظرات  (۴)

سلام

 

یه وقتایی به خودت میای، می‌بینی اونایی که تا دیروز مربی و راهنما بودن خسته شدن، وسط راه نشستن. شوکه میشی، همیشه این تو بودی که از اون‌ها انگیزه و کمک می‌گرفتی،حالا انگار لازمه به اون‌ها کمک کنی. شاید اثر بالا رفتن سن باشه، شاید خستگی ناشی از کار زیاده. هرچیزی که هست لازمه گاهی کوچیکترها که انگیزه بیشتری دارند، تازه‌نفس‌ترند، دست بزرگترها رو بگیرن و بهشون امید و انرژی بدن، موقعیت وارونه‌ای به نظر می‌رسه ولی بخشی از طبیعت مسیره. 

 

دیروز یه اسکرین شات تو گالریم پیدا کرده بودم، از خانم فاطمه داداشی آرانی، نوشته بودن یکی از دعاهاشون اینه: خدایا همیشه به ما عزم جوانی و حزم پیری بده. 

 

دعای جالبی بود. دقت کردم دیدم آدم‌هایی که الگوی زندگی من هستند واقعا این منش رو دارند. 

پاسخ:
سلام بر شما

چه کانال خوبی معرفی کردید 
تحلیل های این خانم هم تحلیل های خوبیه  :)

فقط ادبیاتشون .... یه جوریه که باید بیشتر بررسی کنم....


+ بله دقیقا.... و این رو من چقدر امروز دارن می بینم. و سخته به افرادی که یه روزی جلوتر از تو می رفتن اصرار کنی که بلند شو و بیرون بیا و امید داشته باش....


++ این پست رو برای فعالان فرهنگی و دلسوزان ایرانی گذاشتم که یه زمانی خودشون پیشتاز بودن ولی یا گلایه دارن، یا ناراحتن، یا غمگین و ناامید و این روز ها دارن آسیب می زنن به مسیری که در پیش گرفته بودن پیش از این. خواستم ازشون خواهش کنم اگه ممکنه دوباره جمع و جور بشن و دوباره سرپا مبارزه کنن و ایستادگی کنن...

گاهی یه نفر دیگه خیلی دور افتاده از قایق...... اونوقت ما کوجک تر ها باید بریم و دستش رو بگیریم.....

اینکه جسارت کردم به عنوان یک کوچکتر و این ها رو نوشتم هم از همین باب بود :)

ما هم فرض رو بر این میزاریم که اینجا یا هر جای دیگه فقط شما میدونی داری چیکار میکنی. بر عکس نظام حاکم بر کشور.

یه نکته دیگه هم اینکه، سعی نکن سیاست های خودت رو به عنوان موعضه فرو کنی تو پاچه مردم. تو اینجوری میخوای، ولی هزاران و حتی میلیون ها نفر تو آذربایجان و کردستان و بلوچستان، شاید تا دیروز ایران میخواستن ولی چون دیدن تنها نتیجه یک دولت مرکزی اینه که اقلیت ها رو سرکوب و سعی کنه زیر پرچم ملی گرایی رامشون کنه، دیگه نمیخوان.

 

سیاست های تو و رهبرت الگوی یگانه برای زندگی نیستن. فقط سیاستن. که کسی حتی ککش هم براشون نمیگزه.

پاسخ:
حق حرف زدن داری و دارن و........ دارم  :)

نظر خودم رو گفتم
مثل بقیه که نظر خودشون رو گفتن  :)

اگه جای مخاطبین این پست بودم بعد از دیدن این کامنت شما و با پیشینه ای که از شما می شناختم مصمم تر می شدم در عوض کردن مسیرم  :)


چرا اینقدر ناراحتی از این پست؟
چون خیلی خوب فهمیدم که چی به نفع دشمنه و به نفع ایران نیست و دارم فریادش می زنم؟
چون فهمیدم که حتی یه قطره آب ریختن به این لجن هم تا آرنج آدم رو فرو می بره به باتلاقی که پخت و پز کردن برای آینده ی ایران؟
از این عصبانی ای؟ 
آره؟  :)



سلام وقت بخیر

اولاً که قفل داره بیان و میشه پست رمزدار منتشر کرد. البته چیز جالبی نیست. ولی خب میشه ینی😅

ثانیاً موضوع برچسب زدن. اگر بطور ثابت دو جبهه اجتماعی انقلاب/ضدانقلابی در نظر بگیریم، هر دو طرف همیشه درحال برچسب زدن به طرف مقابلن. اما بنظر من بچه انقلابی‌ها توی این موضوع هم بی‌پرواترن و هم مصمم‌تر.

میهن دوست، انسان دوست، انسان، بالغ، سرد و گرم چشیده، قوی، محکم... این نمونه کلماتیه که برای کسایی که مخالف معیار شما رفتار میکنن بکار بردید. در اصل اینطور گفتید که: وطن فروش، شیطان صفت، حیوان (البته در این خصوص بنظرم نامردیه، اینو واقعا میشه گفت منظورتون نبوده، خیلی سخت‌گیریه این یکی)، بچه، خام و نا آگاه، ضعیف، واداده... اینها همه مصداق برچسب زدن، و بدون در نظر گرفتن ابعاد شخصی و درونی، بلحاظ اجتماعی نارواست! 

ثالثاً حرفی که شما حق میشمارید اما میگین الان وقت گفتنش نیست (که البته بنده هم به این موضوع معتقدم تا حد زیادی)، هرگز...هرگز و هرگز، مطلق میگم؛ هیچ وقت، وقت گفتنش نبوده و نخواهد شد. ببینید ما در مسئله انقلاب اسلامی با یک نهال ضعیف و بی‌ریشه روبرو نیستم، حدود پنجاه سال از این انقلاب میگذره و حقیقتاً با اغماض برخورد کردن درمورد انقلاب خود بی‌دینیه. سوال میپرسم، البته جوابش رو میدونم. شما حتماً کتاب انسان 250 ساله رو خوندین. (البته این کتاب فقط یک مثاله، مسئله ظلم ناپذیری به هر نحو در همه جای تفکر دینی و اجتماعی ما هست. اما میخوام بگم من بعنوان یه آدم که دغدغه دینی در حد قابل قبول داره حرف میزنم) در مورد امام حسین ع و مسائلی که در سرفصل‌های این کتاب حضرت آقا تو این کتاب گفته؛ خودش به تنهایی برای حرف زدن، اعتراض کردن و تا تهش ایستادن برهانه. سنده، سند دینی از نفر اول این کشور. بابا هیچ چیز ما به اسلام نمیخوره. حیف از اسلام... چی بگم واقعا... 

رابعاً و در تکمیل مورد سوم خدمتتون عرض کنم که شما تفکر مکتبی دارید و این تفکر غلطه. مکتبی یعنی همون دو جبهه یا چند جبهه داشتن. در نتیجه در خدمت جمع نزدیکتر به تفکر خودتون بودن و روبروی همه‌ی تفکرهای دیگر استادن. بعد از 50 سال همچنان قانونی در مورد اعتراض به شکل کاربردی وجود نداره. بله، هست. اما من سراغ ندارم هیچ وقت اعتراضی به سیاست‌های اقتصادی یا موضوعات دیگه شده باشه تحت عنوان راهپیمایی با مجوز! اصلا ندااریم! پیش بینی شده اما نیست. شما حق انتقاد نداری به معنای واقعی کلمه. میتونی ادای منتقد بودن در بیاری. ولی حق نداری اعتراض کنی چون پشت سر این انقلاب، اسلام اومده و اعتراضت یعنی اعتراض به اسلام و... ادامه داستان. ضعف اول پس شد غلط بودن هر نوع حرف، خارج از حرف مکتب پذیرفته شده. ضعف دوم هم پافشاری زیاد و بدیهی دونستن تفکرات و عقاید مکتبی خودتون. چرا که شما مدام در جمعیتی هستید که نظرات مشابه شما دارن و بعد مدتی ناخودآگاه این ذهنیت در شما ایجاد میشه که اولاً این فکر من رایجه و خیلی ها مثل من فکر میکنن، پس احتمالاً درسته. کم‌کم میرسید به اینکه نه تنها درسته، بلکه بدیهیه، معلومه دیگه! و بعد از این هم به این نتیجه میرسید که این چیزای بدیهی، برای خیلی‌ها حل نشده. پس یه پست مشابه این که اینجا نوشتید مینویسید، یا مثلاً دنبال این میرید که تفکر درستتون رو برای کسایی که از شدت ناآگاهی چیزای بدیهی رو نمیدونن، شرح بدین و آگاهشون کنید. این فکرتون اشتباه، باور کنین. میدونم دنیا دیده‌اید، دانشگاه رفتید و در جامعه زندگی کردید و معتقدین تفکرات مختلف رو دیدین و باهاشون زیست کردین، اما رفتار شما این رو نشون نمیده. 

ببخشید قصد توهین/ناراحتی یا هیچ چیز بجز ابراز نظر و کمک به شما نداشتم. امیدوارم کامنتم رو از روی دوستی و آرامش خونده باشین. ایشالا هم خدا آخر و عاقبت همه ما رو بخیر کنه

پاسخ:
سلام بر شما

خیلی ممنون که نظرتون رو با ما به اشتراک گذاشتید  :)

ایران؟

پاسخ:
مریخ؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">