اعصاب خط خطی
می خواهیم اگر خدا بخواهد یک نشریه بدهیم در باره ی حوادث کشور و تاریخ کشور و چیز های دیگر کشور
دارم به سناریوی نشریه فکر می کنم
به کانال های داخلی و خارجی
به زاویه
به لنز دوربین
به گفتمانی که وجود دارد یا وجود ندارد
به ایدئولوژی
توی ذهنم مسیر ها را می گذارم و استدلال می کنم
یک بار از این طرف می ایستم و گزاره ی آن طرفی را می زنم
یک بار دیگر این طرف می ایستم و گزاره ی آن طرف را می زنم
یک بار بی استدلال و ویدئویی فکر می کنم
یک بار ویدئو ها را کنار می گذارم و گفتمانی بحث می کنم
روح و روانم را در معرض تحلیل های چند k لایک خورده ی حرفه ای اما عامیانه مآب می گذارم
قشر خاکستری مغزم را در مواجهه با تحلیل های نخبگانی و مقاله های روزنوشت مکانیزم تبدیل فرهنگ به تمدن قرار می دهم
نوتیفیکشن کانال های تلگرام در تمام این مدت یکی پس از دیگری برایم نشان داده می شود
سعی می کنم تحلیل های برخی روزمره نویس ها را بدون خواندن فحش هایشان بخوانم
چشمم از روی فحش ها می پرد اما تعداد فحش ها آنقدر زیاد است که اگر نخوانیشان کل تحلیل دستت نمی آید
دوباره صفحه ها را باز می کنم و از اول همراه با فحش ها تحلیل های کاربران را می خوانم
صفحه را می بندم
و سعی می کنم معنای تحلیل ها را دوباره بدون فحش ها تجسم کنم
اعصابم خط خطی است
و واقعا هم خط خطی است.....
در کنار همه ی این ها اتفاقاتی که روز ۵شنبه افتاد واقعا تیشه ی محکمی بود به دامنه ی تحملم
مجبورم تحمل کنم
حرفی نمی توانم بزنم
نمی توانم بگویم که چقدر آسیب دیده ام
به عنوان یک دانشجوی کم نمره ی روانشناسی، همینقدر از روانشناسی به من می رسد تحمل کنم و سعی کنم چرخه ی خشم را با صبر بشکنم
دلم نمی خواهد چشمم به هیچ چیزی بیفتد بعد از اتفاقات تلخ اخیر
و البته آن حوادث ناگهانی روز پنجشنبه
نوتیفیکشن پیام یکی از روزمره نویس های سلطنت طلب دانشجو که فالور های زیادی دارد بالای صفحه نمایش داده می شود
از دست ترامپ عصبانی است که چرا حمله نکرده است و می گوید چرا ترامپ از لفظ ایران به جای جمهوری اسلامی استفاده می کند؟
می گوید اگر ترامپ حمله نکند خودش از شدت عصبانیت می رود دانشگاه رشته فیزیک اتمی ثبت نام می کند و برای آخوند ها بمب اتم می سازد تا بیندازد روی سر آمریکا.
نمی دانم باید بخندم یا گریه کنم....
- ۰۴/۱۱/۱۹
بخند
زندگی همینقدر مضحکه