۱. من تنها تولید کننده سنیچ توت فرنگی در شهر هستم و کل مردم شهر به توت فرنگی حساسیت دارن و ازش متنفرن.
۲. کل دارایی من چیزیه که آدم ها ازش متنفرن. دارایی دیگه ای ندارم که روش سرمایه گذاری کنم. کارخونه ام داره ورشکست میشه... و واقعا هیچ کاری نمیشه کرد.
۳. باز هم همون صبای ۱۶ سالم. که لاک زده بود و لاک هاش رو با ناخن کنده بود و همزمان چادر قدیمی مادرش رو هم سرش کرده بود. اصلا نمی دونست کیه و چیه. حتی به روانپزشک نگاه نمی کرد. فقط به کفش های لی آلاستارش نگاه می کرد و بعد گفت:"آقای دکتر هیچکس دوستم نداره."
۴. "شاید واقعا این حرف درست باشه. شاید کسی دوستت نداشته باشه صبا. حالا می خوای چیکار کنی؟"
۵."می خوام دیگه نباشم."
۶."فکر می کنی اگه بمیری اون ها که اذیتت کردن اذیت می شن؟"
۷."بله آقای دکتر."
۸."فکر می کنی کسی که عمدا تو رو به اینجا رسونده از مردنت ناراحت میشه؟"
۹."........نه آقای دکتر."
۱۰."اگه تو بمیری ، تو مردی ولی اون آدم ها روز به روز پیشرفت می کنن. "
۱۱."بله آقای دکتر."
۱۲. "پس قرص هات رو بخور، به موقع بخواب. بهم قول بده که تکلیف های مدرسه ات رو انجام بدی. باشه؟"
۱۳."چشم آقای دکتر."
۱۴."اگه یه روز خواستی خودکشی کنی قبلش بیا دفتر من. دفتر من رو که بلدی؟"
۱۵. "بله آقای دکتر."
۱۶."کتتون شبیه پرفسور ها توی کارتون هاست."
۱۷."همینطوره صبا. این رو خیلی ساله که دارم."
۱۸."خداحافظ."
۱۹."خداحافظ"
۲۰. اگه ۱۰ ماه پیش که برای حل مشکلم رفته بودم پیشش ، علی رغم اینکه باهام همدلی کرد و گفت که درست می گم آخر سر نخندیده بود و بهم نگفته بود: "اگه همینطوری ادامه بدی چند ماه دیگه میای تو دفترم و مجبورم برات قرص بنویسم صبا" شاید الان هم بعد ۵ سال دوباره می رفتم مطبش گریه می کردم و می گفتم هیچکس دوستم نداره.
۲۱. پیشِ کی گریه کنیم که اثر داشته باشه؟
۲۲. کاش گریه کردن اینقدر بی اثر نبود. کاش واقعا یه چیزی رو حل می کرد...
۲۳. راستش بدم نمیاد که بمیرم. اما از طرفی به خودم می گم مامان بابام چقدر زحمت کشیدن تا برسم به این سن. از اون طرف پول مدرسه و دانشگاهم رو دولت از بیت المال داده که حالا که به این سن می رسم به یه دردی از ایران بخورم. اما به هیچ دردی نمی خورم. به هیچ کاری نمیام.
۲۴. وقتی ۱۶ سالم بود فکر می کردم شبیه بقیه آدم ها نیستم. فکر می کردم دنیای من ازشون جداست. وقتی بزرگتر شدم فهمیدم که نه یه سری رنج ها بین همه ی ما آدم ها مشترکه و ما به هم شبیهیم. اما دوباره دارم بر می گردم به اینکه شبیه بقیه نیستم... چون من رنج های بقیه رو درک می کنم ، اما هیچکس رنج های من رو درک نمی کنه. برای شخصیتم ارزش قائل نیست. کم پیش میاد کسی بین من و گلدون تمایزی قائل بشه.
۲۵. والعصر. ان الانسان لفی خسر.....
۲۶. من یک عدد تاجر ورشکسته هستم..........💫💔
۲۷. چرا هیچکس من رو دوست نداره؟
۲۸. راستش اینکه دارم این سوال رو می پرسم یعنی باز در درجه خوبی هستم که حس می کنم اینکه کسی دوستم نداشته باشه غیر طبیعیه. چون یه زمانی اینقدر آدم ها اذیتم کرده بودن که فکر می کردم سوال بیهوده ایه که بپرسم چرا هیچکس دوستم نداره. همین که ازت سوء استفاده بشه یعنی حضورت در جامعه به رسمیت شناخته شده.
۲۹. وقتی به آدم ها می گم کسی دوستم نداشته تاحالا اشک تو چشماشون جمع میشه، باهام همدردی می کنن و می گن واقعا دختر خوبی هستم و اشتباه از بقیه است که دوستم نداشتن.
۳۰. اما از روز بعد رفتارشون باهام عوض میشه و کم کم فاصله می گیرن و قطع رابطه می کنن :) و بعد خودشون می شن آدم بعدی ای که دوستم نداره.
۳۱. اگه دختر خوبی بود قبلی ها دوستش داشتن.
۳۲. به من چه؟ لیاقت من یه فرد سالمه. خدای تو هم بزرگه.
۳۳. انگار یادت رفته اون موقع کی جمعت کرد که حالا اینطوری از من انتظار داری.
۳۴. همین که باهات تا حالا موندم واسه این بوده که خواستم لطف کرده باشم بهت.
۳۵. چرا به جای گیر دادن به من با روانپزشکت حرف نمی زنی تا برات دارو بنویسه؟
۳۶. ببخشید این رو می پرسم. ولی از نظر ژنتیکی مشکلی نداری؟
۳۷. من واقعا به درد هیچکس نمی خورم.
۳۸. کاش لااقل به درد کار و درس می خوردم. ولی اونجا هم اوضاعم خوب نیست.
۳۹. می رم تو فضای مجازی با مردم همدلی کنم و بگم منم غم دارم. پیامم رو ریپلای می کنن و شاید به خاطر عکس پروفایلم که مذهبی و انقلابیه می نویسن:"شکم سیر!"
۴۰. اتفاقی می بینم از یه گروه و کانال حذف شدم. ادمین از عکس پروفایل و پیامم خوشش نیومده. یه پیام برام ارسال شده:"عرزشی! از کانال برو بیرون!" و بعد با اون یکی اکانت می بینم توی کانالشون نوشتن:"یه عده ریمو شدن. چون کانال نیاز به پاکسازی داشت."
۴۱. انگار چی بودیم که پاکسازیمون کردن حالا .......
۴۲. یکی از استادهامون یه کتاب معرفی کردن برای منبع به قیمت ۷۰۰ هزار تومن! بعد می گیم گرونه و نمی تونیم بخریم می گن از هزینه های جانبیتون بزنید. من نمی پذیرم دانشجو بگه نمی تونم کتاب رو بخرم. من می دونم بعضی ها چه هزینه های گزافی برای ناخن هاشون و کافه رفتنشون می کنن.
۴۳. من نه کافه می رم نه سینما. ناخن هامم مال خودمه. اگه بخوام هزینه جانبی نکنم باید کارت متروم رو شارژ نکنم دیگه... تازه هنوز پول هام جمع نشده که بتونم کتاب های کنکور ارشدم رو بخرم
- ۷ نظر
- ۱۷ مهر ۰۴ ، ۱۶:۵۲