🌃 ماه‌ شهر🌙

می‌روم بالا تا اوج! من پر از بال و پرم؛ راه‌ می‌بینم در ظلمت؛ من پر از فانوسم! من پر از نورم و شن؛ و پر از دار و درخت. :)

🌃 ماه‌ شهر🌙

می‌روم بالا تا اوج! من پر از بال و پرم؛ راه‌ می‌بینم در ظلمت؛ من پر از فانوسم! من پر از نورم و شن؛ و پر از دار و درخت. :)

🌃 ماه‌ شهر🌙

چون که در معرکۀ جنگ سرش خورده به سنگ
فکر نیرنگ کند باز و شود رنگ به رنگ

گر ز «تحریم» و ز «تهدید» ندیده ست اثر
دارد امید که «تطمیع» دهد باز ثمر

گره کار وطن غیرت ما می طلبد
عقل و عشق و جگری چون شهدا می طلبد

خندق است آی ببینید که احزاب آمد
از صف ما برود، هرکه پی خواب آمد

عشق می بارد و سرها به تماشا مستند
دل بریدند ز خود تا به خدا پیوستند

هر که دارد سر همراهی سر بسم الله
هر که دارد جگر خوف و خطر بسم الله!



جمعی از شاعران

پیوندهای روزانه

چگونه بفهمیم گناهمان پذیرفته شده یا نه

دوشنبه, ۱۰ بهمن ۱۴۰۱، ۰۵:۳۶ ق.ظ

همه ی ما می دانیم که اصلی ترین معیار برای اینکه بفهمیم نمازمان قبول شده یا نه در کلام معصوم (علیهم السلام) این است که :

"هر قدر نمازمان ما را از گناه دور کرد به همان مقدار پذیرفته شده است."

حالا من می خواهم همین گزینه را به طور دیگری روی میز بگذارم. اگر شما هم مثل من زیاد عذاب وجدان می گیرید که یک کاری گناه است یا نه . یا اگر گناه هست چقدر گناه است بین ۱ تا ۱۰ . البته که گناه گناه است،،،،،‌‌‌‌‌......

این جمله را میزان قرار دهید:

"هرچقدر کارت تو را از نماز دور کرد بدان به همان اندازه کارت گناه بوده. 

 

من هرجا دست و دلم به نماز نمی رود که تعداد بار هایش کم هم نیست می فهمم که آره :) ! گرد و غباری به دلم نشسته که نباید می نشسته .

 

حالا یک چیز جالب خواندم . از گفته های یک نفر که یادم نمی آید ایت الله بهجت بودند یا نه . الا ایحال از این قرار بود که هرگاه قرار باشد خیری به شما برسد این امر در نماز رخ می دهد و شیطان از این قضیه با خبر می شود و شما را در آن وعده به نماز کاهل می کند. هرگاه یکهو دلتان خواست که یکی از وعده های نمازتان را نخوانید بدانید که دقیقا در همان وعده قرار است چیزی به شما داده شود :))) و همان وعده را سفت تر بچسبید.  نافله اش را هم بخوانید . تسبیحش را هم بگردانید. 

 

قبل تر ها از روی اجبار نماز می خواندم

بعدش از روی عادت 

بعد از روی ترس از جهنم 

مغرور تر که شدم به شوق بهشت 

بعدش نمی خواندم 

بعد از آن برای حاجت خواستن

...... برای آرام شدن 

....... برای عذر خواهی کردن

 

حالا برای چی می خوانم؟ 

برای اینکه خدا خیلی قشنگ است. خیلی 

دلم نمی آید تحسینش نکنم 

ته نامردیست که آدم روزی ۲۰ دقیقه این هنرمند بی همتا را تحسین نکند 

اگر در یک صحنه ی تاریک ، پرده از روی تابلوی وسط سِن کنار برود و مونالیزا آشکار شود .....،   

و همه از شدت شوق ۲۰ دقیقه به احترامش دست بزنند 

بعد یک نفر پوکر فیس از صندلی اش تکان نخورد شما نمی گویید چه آدم بی ذوقی است؟ 

یعنی نباید آدم که یعنی خیر سرش اشرف مخلوقات است روزی ۲۰ دقیقه برای هنرمند چنین اثر پیچیده و سحرآمیزی ایستاده دست بزند؟ :) 

 

من که می گویم بی انصافیست 

 

ساعت ۵ و ۳۶ دقیقه 

اینجا اذان صبح است 

خیلی التماس دعا 

 

  • ماه زده

نظرات  (۴)

  • مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏
  • از اون طرفی دید جالبی بود 👌

    پاسخ:
    متشکرم🍀
  • سایه های بیداری
  • هی گفتم بنویسم ، ننویسم 

    بنویسم ، ننویسم 

    نتیجه این شد :

    یک شهر و یک طایفه ، بت می پرستیدند . همه . 

    فقط یک نفر دیوانه وار تبر برداشت و همۀ بتها را شیرینی انهدام بخشید .

    سوال : این همان یک نفر نشسته در صندلی ( تمثیلی شما ) نیست که به جای عقل به صورت بستن ، دل به معنا داد ؟ او اشتباه کرد ؟ یا بقیه که در نادانی تشویق غرق شدند . 

    پ . ن : اعتقاد و باور ، یک چیز است و شیره مالیدن بر سر خود ، یک چیز دیگر . 

    نُه گزینه بر شمردید .

    در مورد « سود عمل » 

    و من در هیچکدام ، سود خدا نمیبینم 

    زیرا که در منظر خدا ( بنا به تعریف خودتان از او ) چیزی به نام سود ، نه وجود دارد و نه معنایی .

    همه ، سود شماست . پس منت سر خدا نگذارید لطفا . 

    میکل آنژ ، برای تشویق من و تو 

    زیباترین اثر هنری جهان را خلق نکرد 

    برای دلش کشید 

    حالا می خواهد همۀ جهان تشویقش کنند ، یا نکنند .

    تاثیری بر ماهیت دل او نخواهد گذاشت . و همچنین تاثیری در زیبایی یا زشتی اثرش . 

    و مولانا نیز 

    تابلویی زیباتر از آن خلق کرد :

    ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است 

    بردار ز رخ پرده ، که مشتاق لقاییم 

     

    چه بسا

    اون یک نفر نشسته بر صندلی 

    بیشتر از من و شما 

    واقف به هنر و زیبایی هنر است 

    اما او 

    زیبایی را در معنا یافته 

    نه در صورت و ظاهر . 

     

    پ. ن دوم : حتما پنج سال دیگر ، گزینه های دیگری خواهید شمرد .

    پیشگویی : آن گزینه ها هم از نظر آن صندلی نشین ، پوچ و بی معنیست . 

    باید ببینی ( نه نگاه ) ببینی ( بینش ) که او چرا رنج « نگاه » تمسخر بی محتوای دیگران را به جان خرید ، اما از جای خویش بلند نشد برای ریا و هم خویشی با بقیه تماشاگران ، دست تشویق بگشاید ؟ 

    موفق باشید  

     

     

  • سایه های بیداری
  • زیاد اهل فیلم نیستم 

    و خدا را شکر که بیش از 15 سال است که کلا صدا و سیما را تحریم فرمودیم . 

    اما گاهی ، برخی فیلمها را 

    نه از نگاه یک فیلم 

    که بیشتر در جستجوی کلامی و دیالگوگی و یا صحنه ای بدیع ، می بینم .

    مثلا فیلم : اصحاب کهف و یا هر اسمی که داشت .

    حتی نمبدانم چند قسمت بود 

    از آن همه 

    فقط یک تیکۀ کوتاه به درد من خورد :

    آنجا که از خواب بیدار می شوند و یک نفر برای خرید مایحتاج شکم به شهر می رود .

    به دلیل ارائۀ یک سکۀ قدیمی ، گرفتار ماموران حکومتی می شود .

    ماموران چه کسانی هستند ؟ 

    دقیقا تتمۀ پیروز شدگان گروه خدا پرست . اون کلمۀ خاص خود فیلم الان یادم نیست .

    یعنی حکومت دست اونهایی است که سیصد سال قبل از آن علیه آن حکومت ظالم ستیز می کردند و نهایتا پیروز شدند . 

    در نمای فیلم 

    کاخ همان کاخ است 

    آدمها فرق کرده اند 

    اما خصلت بگیر و ببند ، همچنان سر جایش هست .

    چون اون مرد را فقط به جرم داشتن یک سکۀ غیر مرسوم آن دوره بازداشت کرده اند . 

    نه گناهی کبیره 

    نه دزدی 

    نه قتل 

    و ..... 

    و من از آن فیلم می آموزم :

    کاخها همیشه پابرجاست 

    فقط آدمهای کاخها فرق میکند 

    ولی ظلم همان است 

    و دژخیمان در هر لباس و جلوه ای 

    همان دژخیمان 

    و مدعیان صلح و دوستی و ستیز با ظلم ، 

    خود 

    بانیان ظلمی نوین . 

    .

    .

    فیلمی هم بود که فکر کنم اسمش « مسافری از هند بود » 

    در آن فیلم 

    آن دختر نقش مسافر 

    گویا علاقه مند شده به خواندن نماز 

    توی فیلم از مردی می پرسد :

    یاد بگیرم بخوانم ؟

    یا بخوانم یاد بگیرم ؟

    منظور دختر ، فهمیدن فلسفۀ نماز است ، نه روخوانی .

    آن مرد 

    جواب غلط میدهد :

    « بخوان و یاد بگیر » 

    این هم تمام اون چیزی بود که از اون سریال چند قسمتی یاد گرفتم .

    مابقی فیلم برای من پشیزی ارزش نداشت . 

    .

    .

    اون دختر نیز ، به جمع تشویق کنندگان بیست دقیقه ای پیوست 

    بدون اینکه بداند 

    چه چیزی را تشویق میکند . 


    وقتی گزینۀ غلط را انتخاب کنی 

    دیگر دیدۀ « بینش » از بین می رود .

    می افتی در خط نُه گزینه 

    اونوقت هی گزینه اضافه میکنی به بینش غلط 

    در صورتی که اصل موضوع ، اصلا نیازی به انتخاب و خلق گزینه ندارد .


    یاد می گیرم و می خوانم 

     

     

     

    خیلی غبطه خوردم

    سرم را باید بالا بگیرم که آسمان را ببینم

    پاسخ:
    به چی غبطه خوردید مادر 
    تو آسمان منی! جز هوای آغوشت 
    برای بال و پرم مهلت پریدن نیست....

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">