یه تقلب بهتون بدم ؟ ۲
- ۰۱/۱۱/۲۲
هعییی:(
من هیچوقت نمیشکنم ولی اونا تا دلشون بخان میشکنن
هعیی بهشون :(
خبی عزیزممم
آره هیعی
فدایت منم خوفممم
چخبلا؟
سلام عسیسم
فدات
شکر
منم سلامنیت لاو مهون اومده پیش مامانم پاش شگسته خخخ
خدانکنهه
داستان داره
زاهدان از پله اخری افتاد
وای ی اتفاقات قشنگی برام افتاد همشو برات میگممم
ممنون گلم
زیادههههههههههههه بگم
ببخشید عزیزم دیر کامنت میدم رفتم ظرفا رو بشورم
باشه میگم
خب صبحش بابام میخاست بره نوبت دکتر بیمارستان برام بگیره و میگفت ب مامانم گ بیاد در رو باز کنه ک باده ولی نمیرفت بلاخره رفت در رو باز کرد ک حواسش نبئود از پله افتاد بعدش ک دکتر رفتم مامانمم برا خودش دکتر ارتوپد گرفت من رفتم بعد مامانم دکتر رفت از من خوب بود گفت دکتر ک خوبه و اینا بعد سه ماه بعد بیا ..ولی مامانم گفته بود ک بره عکس بگیره ..نمیتونست راه بره پس من همه کاراری پذیرش و نوبت گرفتنشو کردم ..عجب حس خوشمزه ای داشتم
رفتم نوبت برا عکس پاش گرفتم ..عکسو ک گرفت رفت دکتررو نشون دادن ک گفت ی ترک کوچولو انگشت کوچولو پاش برداشته و باید گچ بگیره ...وای کلی بینش اتفاق افتاد سانش میکنم
بردم اتاق عمل تا گچ بگیرن ...بدو بدو رفتم داروخونهه تا گچ بگیرم و رفتم و اونجا ی اقائه گفت برو فاکتور بکش از اونجا بعد بیا اون موقع چهرم اینجوری:/شده بود خخخ اخه بلد نبودم اولین بارم بود
رفتم جلو دستگاهه ب ی اقائه گفتم بیایین ب من یاد بدین چجوریه اخه بلد نیستم .گفت باشه الان میام
بنده خدا 5 .6 بارز بیشتر بهم یاد داد ...بهش میگفتم نرین بیایین یادم بدین یادم رفت باز .مهربونانه میگفت میام اشکال نداره یاد میدم
پای مامانم ک بخاطر من شکسته بود و عذاب وجدان داشتم بهش گفت امروز نحسی بود همش تقصیر منه ..گفت این چ حرفیه فدا سرت باز هم خودم یادت میدم
خیلی مهربون بودد خیلییی یادم داد
ولی اخرین بار دیگه داد دست خودم ک انجام بدم ک بلاخره یاد گرفتم
بدو انجامدادم و گچ گرفتم و بردم پیش اقائه دیگه ک ب پای مامانم بزنه
وای چقدر بدو بدو داشتم ولی عالی بود
ی گچ اضافی مونده بود بردم داروخونه پس دادم ولی پولمو نگرفتم ک باز بدو اومدم ک اقا دیگه بهم با لبخندش گفت کجا رفتی هر چی صدات زدم نشنیدی
منم با همون لبحندی ک از زیر ماسک چشام نشون میداد گفتم ببخشید هواسم نبود گفت اشکال نداره
ی کاغذی داد گفت برو صندوق ..رفتم اون گفت برو حسابداری وای بنده خدا دفترشو بسته بود میخاست بره منو دیدی برگشت کارمو انجا م داد
خلاصه بگذریم ک خیلی حالم خوب بود چون اون موقع خودم بودم چون دیدیم بقیه چقدر میتتونن کهربون باشن
مخصوصا اون اقائه ک یادم یاد
خودمو پیدا کردم ابجی ی حس خوشمزه ای ک هنوز زیر زبونمه و عاشقشم
خدانکنه گلیم...مرسی
فدات *-*
ارهههههههههه خیلی ..اصلا کمک کردن و مهربون بودن ی حس شیرین دیگه ای دارههه*-*
ممنون گلمم
ت بیشترررررررر*-*
ممنون گلم
میخام ی فهیمه ای بشم ک ب همه کمک میکنههه*-*
اونی که دیس لایک زده خودش دل کسی رو شکسته ؟