💔🇮🇷
دوست من که همسرش در جنگ ۱۲ روزه شهید شد ، هر گلی که از اول ازدواجش از همسرش هدیه گرفته بود رو نگه داشته بود. یعنی حتی نه اینکه فقط یه یادگاری ازش نگه داره.... کلش رو خشک می کرد و نگهش می داشت... چقدر دوستش داشت... خیلی خیلی خیلی زیاد. این همه دوست داشتن حتی در باور من هم نمی گنجه.
چقدر باید عاشق کسی باشی که گل که راحت ترین چیزه رو هم حتی وقتی همسرت بهت می ده نتونی دور بریزی و حتما نگهش داری؟...
اما آقا مهدی شهید شد...
در جنگ ۱۲ روزه. پشت پدافند ..... با ۹۴ درصد سوختگی....... با موشک های اسرائیل، زیر چکمه های موساد .... تا امروز یه نفر چشم هاش رو ببنده و بگه کو جنایت؟ کو اسرائیل ؟ کار خودشونه!.....
و فاطمه حتی نتونست یک بار دیگه هم کسی که این همه عاشقش بود رو ببینه...
این هم یکی از یادداشت های آقای مهدی برای فاطمه :)
این هم کانال شهید مهدی سهرابی:
https://eitaa.com/shahid_mahdi_sohrabi
چند وقت دیگه توی اسفند شهید میشه ۲۵ سالش :))) هنوز ۲۴ سالشه....
پانوشته: اما اینطور نیست که فاطمه زانوی غم بغل گرفته باشه. نه.... اتفاقا خیلی هم محکم ایستاده. یک دختر دهه هشتادی داغ دیده اما مقاوم ایستاده و داره حقیقت ها رو می گه. خداوند همراهشه و اگه کسی هست، برای رسالت مهمی بنا شده باشه و اگه کسی رفته برای تحقق اتفاق عظیمی زمینه ساز شده...✌🇮🇷🇮🇷
- ۰۴/۱۱/۰۵

خدا حفظشون کنه