چند روز پیش در حاشیه یه جلسه ای یکی از دوستام رو دیدم که تقریبا هم فکر خودم بود
گفت فلان اتفاق در کشور تقصیر فلانی و فلانیه
علت اون چیز ، فلان چیزه
پشت پرده ی اون یکی چیز، این یکی چیزه.
گفتم بر چه اساسی می گی؟
گفت خب استدلالم اینه که الان اینطور شده پس در نهایت مجبور بودن فلان روش عمل کنن و نتیجه شده این.
گفتم مستنداتت چیه برای این قضیه ؟
گفت ندارم.
گفتم استدلالی که پشتوانه اش مستندات قوی نباشه برداشت شخصیه. قابل اتکا نیست.
می گه آخه دست من که به مستنداتش نمی رسه! ولی مطمئنم که اینجوریه!
معلومه که نمی ذارن مستنداتش به دست ما برسه!
می گم اگه دانشجویی برو دنبال مستنداتش تا هم خودت پیدا کنی و هم به بقیه نشون بدی. در غیر این صورت من این تحلیل رو ازت قبول نمی کنم.
واکنش من به خیلی از تحلیل های حتی تقویت کننده گرایش خودم هم همینه. درسته که شاید به نفعم باشه که چشم بسته هرچی موافق خودم باشه رو بپذیرم و هر چی مخالف طرف مقابلم باشه رو تأیید کنم. اما این کار رو نمی کنم!
مثلا امروز چیزهای عجیبی شنیدم.
مثلا یکی می گفت شنیده زمان شاه جنازه ی افرادی که می کشتن رو می انداختن تو سد و تازه کلی جنازه از پشت سد پیدا شده!
یه گروه دیگه می گفتن شنیدن جمهوری اسلامی گور دسته جمعی کنده و پیکر درگذشتگان رو ریخته اونجا و آهک هم ریخته روشون! (حالا کاربرد این آهک رو نمی دونم چیه!)
یا یکی دیگه می گفت یه گروه از زندانیان اعدامی اومدن بین جمعیت معترضین و به همه از نیرو انتظامی گرفته تا معترض شلیک کردن :| !
یکی دیگه می گفت جمهوری اسلامی از یه کشور x ای نیرو وارد کرده! (در حالی که اصلا نیازی به این قضیه نیست :/ ایران گردان های نیروانتظامی ای داره که حتی تو جنگ ۱۲ روزه هم به کار گرفته نشدن چه برسه که بره نیرو وارد کنه)
یکی می گفت تو انقلاب ۵۷ امام خمینی(ره) کاره ای نبوده، فرح با یکی از فامیل هاش انقلاب کردن :)))))))))).
اگه می خواستم با سوگیری تصمیم بگیرم خب از بین این گزاره ها بر می داشتم اون هایی که به عقیده ی خودم نزدیک تر بود رو انتخاب می کردم. با این وجود به هرکس که این حرف ها رو می زد و وقتی می گفتی از چه قرار می گفت:"همه می گن!" ، "ماهواره گفته" ، "فلان سایت گفته" !.... می گفتم حرفتون مستدل نیست. من نمی پذیرم و لطفا جایی نشر ندید.
آخه چرا همین الان باید از پشت یه سدی جنازه از ۵۰ سال قبل کشف شده باشه که محمدرضا پهلوی مثلا اونجا پنهانشون کرده باشه؟
در مقابل چرا جمهوری اسلامی باید طرف های ساوه گور دسته جمعی کنده باشه؟
چرا فرح پهلوی باید انقلاب اسلامی کرده باشه ؟
چرا؟ آخه چرا؟
از این گزاره های دهن به دهن و رسانه زده ی خطرناک می دونید خطرناک تر چیه؟
بهتون معرفی می کنم.... این جمله : "من خودم !"
• من خودم تو بسیج بودم، شب ها خودمون می رفتیم بانک ها رو آتیش می زدیم.
• پسر عموم خودش تو نیرو انتظامیه، می گه مردم دو ساعت دیگه کف خیابون باشن نیرو انتظامی تفنگش رو می ذاره کنار، گلدون اطلسی دستش می گیره سر چهار راه ها!
• من عمم یکی از سردار های سپاهه، گفته به مردم بگید کار جمهوری اسلامی تمومه.
• من خودم دیدم سر چهار راه یکی فلان کار رو کرد....
•من خودم دیدم اینطور
• من پسر خالم خودش بود تو جمعیت گفت کار خودشونه...
•می شینی تو اسنپ راننده تاکسی می گه آره من سال ها بین خودشون بودم(در طی ۲ سال سربازی در آشپزخونه ی نیرو دریایی کار کرده تازه ۶ ماهش رو هم معافی خورده بوده).....
دوستان می دونم که الان بازار روایت و روایتگری داغه ، دست کسی هم بسته نیست، هرکس یه چیزی می گه. ولی با "من خودم ..." و "اون خودش..." نمیشه چیزی رو تأیید یا رد کرد. چون ممکنه به ازای هر "من خودمی" یه "من خودم" دیگه از طرف مقابل هم وجود داشته باشه...
همه ی ما به اندازه ی حواس ۵گانه ای که خداوند متعال عطا کرده گوشه ای از اتفاقات رو تجربه کردیم ولی الزاما تجربه ی ما همه ی حقیقت نیست.
من سعی می کنم نسبت به روایت های "من خودمی!" صرفا شنونده و مشاهده گر باشم. نه رد می کنم ، نه می پذیرم. و تازه ترویج دروغ های مهندسی شده از این خرده روایت های دهن به دهن فوق العاده زیاده و اتفاقا یکی از توان های زیاد و دست بالای دشمنان ایران همین پخش خبرهای کذب چهره به چهره و نفر به نفره.
ممکنه ما دشمنی دشمنان ایران رو درک نکنیم در ایجاد تفرقه بین افراد با عقیده های مختلف و بگیم بگیم بابا دشمن کدومه؟
پس بیاید برای اینکه از سوگیری دور بشیم یه شرایط دیگه رو فرض کنیم:
مثلا در یکی از استان های کشور، دشمن ایران می خواد با تکنیک های نفر به نفر رسانه ای بین شیعه و سنی اختلاف ایجاد کنه. میاد چه کار می کنه؟
بین افراد اهل سنت این خرده روایت رو ترویج می ده:
* "من خودم از یه کارمند شیعه شنیدم که سهمیه آب اهل سنت قراره قطع بشه."
بین افراد شیعه هم این خرده روایت رو پخش می کنه:
* "من از یه آشنایی شنیدم که فردا ساعت ۸ صبح نزدیک فلکه آب روستا اهل سنت مسلح میان تا شبکه آب شرب رو از بین ببرن."
حالا نتیجه چی میشه؟
فردا ۸ صبح اهل سنت با اسلحه می رن ببینن شیعه چرا آبشون رو می خواد قطع کنه و شیعه ۸ صبح پا میشه می ره که ببینه چرا اهل سنت با سلاح اومدن! هر دو گروه به میدان اومدن! هر دو گروه به ظاهر برای تقابل با هم به میدان اومدن! ولی اصلا گزاره های موجود در ذهن هر دو طرف ساختگی و دروغه ! و هر دو دچار سوء تفاهم بودن!
کی نفع می بره از این دو گانگی ها؟
دشمنی که چتر شده رو ایران تا ذره ذره خاک و منابع این سرزمین رو ببلعه!
داستان ترویج ۲ تا جمله ی دروغ و ایجاد یک جنگ خونین و برادر کشانه که مبناش سوگ تفاهم بود رو دیدید؟
حالا فرض کنید نوجوان ها و کودکان آموزش خرابکاری و آتش زدن هم می دیدن! حالا فرض کنید رسانه هایی بودن که شب تا صبح ترویج خشم و نفرت و دروغ و کینه هم می کردن!
کاربر های "کوروش" و "زینب" رو که می شناسید؟
خانم میخک زحمت کشیدن و این پست رو در موردشون نوشتن: کلیک.
کوروش با یک اسم ایرانی می ره توی وبلاگ افراد سلطنت طلب فحش می ده و از جمهوری اسلامی دفاع می کنه و زینب با یه اسم مذهبی میاد در وبلاگ های انقلابی فحش می ده و از براندازی حمایت می کنه!
پروژه ی این فرد (چون ممکنه هر دو یک نفر باشن) یا این افراد خواسته و ناخواسته ایجاد دو دستگی و کینه و نفرن بین افراد مختلفه.
۱. از این اتفاقات درس بگیریم قبل از اینکه دیر بشه...! و وحدتمون رو حفظ کنیم!
۲. هرچیزی رو هم باور نکنیم!
ببخشید که طولانی شد.... :)